|
سلام بچه ها امیدوارم بودم در این سال جدید هیچ عاشقئ تنها نمونه ولئ من بازم تنها موندم....؟ تو این دنیا نباید خودت باشئ.....؟
دوست می دارم این زیستن عجین با مرگ را... هر چند دردناک...هر چند سخت...هر چند تنها... و نگاه می کنم به بودنم که چه پر بار تر می شود هر بار... شاید از این روست که این همه آرزو دارم به توالی این مرگ ها... و چیزی در من هست ... قدرت خونینی شاید که کشتن را خوب می داند... و من قربانی همیشگی اویم... خود خواسته...چرا آمده ..چرا هست؟ می دانم و نمی دانم...
آخه اگر یک روز بیاد که دیگه هیچ کسی نبود که رو شونه اش گریه کنی می تونی به دیوار پناه ببری اگه دیوار از زیرت شونه خالی کرد روی سرت خراب می شه دیگه نیازی نداری گریه کنی چون بقیه واست گریه می کنن.
تمام تنهایی دنیا امشب با من است!!! سکوت ، سکوت و سکوت ... در ذهنم هیچ خاطره ای گذر نمی کند... گویی آنها هم مرا در تنهاییم ، تنهایم گذاشته اند... کیست که درد تنهایی مرا تجربه کرده... کیست که مرا در این حال بفهمد... می شکند سکوت تنهاییم با طنین صدای گریه ات... خوش به حالت که چه ساده اشک می ریزی!!! چه سخت است برای مرد... « گریه » می فشارد بغض گلویم... سخت کرده نفس کشیدنم را... به گریه های تو حسودیم می شود!!! شاید عذاب من همین باشد...
آرزو دارم شبي عاشق شوي. آرزو دارم بفهمي درد را. تلخي برخوردهاي سرد را. مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني. مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کني. مي رسد روزي که شبها در کنار عکس من نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني.
چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ كس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره . اري با تو هستم .. با تويي كه از كنارم گذشتی... و حتي يك بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است!!!؟؟؟ + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 12:32 توسط ehsan va khale |
نمئ دانم چرا این گونه هست؟وقتئ نگاه عاشق کسئ به توست مئ بینئ اما.دلت بسته به مهر دیگرئ است.بئ اعتنا مئ گذرئ وعاشقانه به کسئ مئ نگرئ...... که دلش پیش تو نیست...!!! سالها گريستم براي عشق پارسال همین روزها بود که صدات آرومم می کرد برام نامه ها و کارتهای قشنگ می فرستادی، برام داستانهای شاد ، متن های علمی برای مبارزه با افسردگی عروسکای جور واجور کاغذای رنگی و خرت و پرتهای مهیج می فرستادی.نامه هایی که با کلمات خوب شروع میشد کلماتی که یه راست دست میذاشتند روی خوبی ها و توانایی های من. وجود تو پارسال زمستون برای من باور صدر درصد این نکته بود که همیشه روزنه ای هست ، یعنی باور اینکه از اونور دنیا می تونی دوست ندیده مهربونی داشته باشی که عمیقا نگرانت باشه و قسمت اعظم زندگیش این باشه که ترو خوشحال کنه.
به جون دو تا چشمات اگه بری می میرم اگه همیشه نباشی توی امروز و فردا بجز تو کی می تونه بشه تسکین دردا یادته هر چی گفتی گفتم چشم عزیزم بهت گفتم قبوله دنیارو پات میریزم دوست دارم رو گفتم واسه دل تو اما تو اعتنا نکردی عاشقانه ها مردند و ماندند خاطره دوستی ها ای کاش بمانم من یک قاب بروی دلت و یک نوشته بر روی پیشانیت که هر وقت گذری به آئینه انداختی ببینی مرا بر قلب پاکت دوستی مثل یه کتابه که هر چی بیشتر می خونیش بیشتر بهش علاقه پیدا می کنی و می خوای زودتر به آخر کتاب برسی تا بدونی ماجرا از چه قراره..............؟؟؟ همیشه به یادت هستم...!!!! دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم: ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم تازه آپ کردم حتما نظر بدین + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 12:0 توسط ehsan va khale |
|